خلاصه کتاب بازیچه دست دیگران نشوید :: پادکست کتاب جیبی

پادکست کتاب جیبی

هر جمعه آشنایی با یک کتاب...

پادکست کتاب جیبی

هر جمعه آشنایی با یک کتاب...

خلاصه کتاب بازیچه دست دیگران نشوید

دوشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۹، ۱۱:۰۷ ق.ظ

نویسنده: ژاک ریگارد

هیچ راننده عاقلی اجازه نمی‌دهد یکی از مسافرانش به جای او فرمان اتومبیل را به دست بگیرد و او را هر جا دلش خواست ببرد. با این حال، ما هر بار که کنترل می‌شویم یا تحت فشار قرار می‌گیریم این اتفاق روی می‌دهد. مثلاً شخصی با توسل به خشونت یا نیرنگ ما را وادار می‌کند آن طور که او می‌خواهد یا زندگی می‌کند یا دوست دارد عمل کنیم. کنترل کننده با استفاده از روش‌های فلج کننده و گمراه کننده از واکنش‌ها جلوگیری می‌کند و سهم کم و بیش مهمی از زندگی ما را به تاراج می‌برد. کنترل شدن از جانب دیگران مشیت الهی نیست. هیچ کس مجبور نیست تمام زندگی‌اش را به گوش دادن به حرف دیگران و زیر بار اراده آن‌ها رفتن بگذراند. کتاب بازیچه دست دیگران نشوید نوشته‌ی نویسنده و روانشناس فرانسوی «ژاک ریگارد» با ترجمه‌ی «پیمان حسینی» از سوی انتشارات «ققنوس» منتشر شده است. این کتاب اولین بار در سال 2010 منتشر شد و با استقبال خوبی رو به رو شد. ژاک ریگارد در این کتاب توضیح می‌دهد که چطور به دیگران اجازه سلطه‌جویی ندهیم و نگذاریم که افراد را بازیچه خود کنند. یکی از نکات قابل‌توجه درباره‌ی کتاب بازیچه دست دیگران نشوید این است که نویسنده با توصیه و نصیحت مطلب خود را پیش نمی‌برد بلکه به شکل واقع‌گرایانه خواننده را با راه‌حل‌هایی آشنا می‌کند تا به خاطر مهربانی و حرف‌شنوی تحت کنترل دیگران در نیایند یا اگر در این وضعیت هستند از آن رهایی پیدا کنند. ریگارد در این کتاب می‌آموزد که اگر می‌خواهیم مقاومت کنیم تا دیگران ما را کنترل نکنند ابتدا باید شناخت درستی از انگیزه‌ها و موارد مختلف داشته باشیم. نویسنده معتقد است کنترل صور مختلفی دارد. گاهی به شکلی مرسوم صورت می‌گیرد مثل دوستی که ناگهانی و سرزده خودش را به خانه ما دعوت می‌کند (بدون آن‌که نگران دردسری که برای ما ایجاد می‌کند، باشد)، یا کسی که مرتباً از ما ابزار، کتاب یا پول قرض می‌گیرد و هیچ‌وقت هم پس نمی‌دهد، این‌ها همه کنترل‌کننده‌اند. همکاری که پروژه یا جایگاه کاری‌ای را که به‌طور معمول از آن ماست می‌گیرد، دوستی که هر کاری برایش انجام می‌دهیم کوچک می‌شمرد، فردی که پس از گفتگو با او حالمان گرفته می‌شود، این‌ها بازهم شامل «کنترل» می‌شوند؛ ولی آیا کنترل شدن اجتناب‌ناپذیر است؟ آیا برخی افراد نسبت به دیگران در برابر کنترل آسیب پذیرترند؟ آیا این دردی است که باید در حالی که دندان‌هایمان را به هم می‌فشاریم تحمل کنیم یا این‌که برای جلوگیری و دفاع در برابر آن می‌توان کاری کرد؟ قبل از جواب دادن به این سوالات، ابتدا باید از ماهیت «کنترل» باخبر شویم: این که از چه ساخته شده و چه کارکردی دارد و سپس بر اساس این پایه‌های محکم، می‌توانیم روش‌ها و ابزارهایی را به‌کارگیریم تا دیگر بازیچه دیگران نشویم. اساساً سه نوع کنترل وجود دارد که هرکدام بر اساس نیت خاص کنترل‌کننده از همدیگر مجزا می‌شوند: در نوع اول کنترل، نیت کنترل‌کننده خوب، مفید و برای فرد کنترل‌شده خوشایند است. در نوع دوم کنترل، قصد کنترل‌کننده خودمحورانه است؛ او بدون آن‌که نگران عواقب کارش و تأثیر آن روی قربانیانش باشد، همه را حول محور منافع شخصی‌اش می‌گرداند. قصد کنترل‌کننده در نوع سوم که به شخص مبتلا به پارانویا و روان‌پریش مربوط است، همواره هدفی ویرانگر و بدخواهانه را دنبال می‌کند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۹/۱۰/۲۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی