خلاصه کتاب غول درون :: پادکست کتاب جیبی

پادکست کتاب جیبی

هر جمعه آشنایی با یک کتاب...

پادکست کتاب جیبی

هر جمعه آشنایی با یک کتاب...

خلاصه کتاب غول درون

جمعه, ۶ فروردين ۱۴۰۰، ۰۶:۵۸ ب.ظ

شنیدن اپیزود هفدهم: غول درون

نویسنده: هری کارپنتر
تهیه و تنظیم: مهدی بهمنی

تا حالا غول چراغ جادو فقط تو افسانه ها بوده و حقیقت خارجی نداشته اما نویسنده این کتاب اعتقاد دارد نیرویی درون ما انسانها هست که همان قابلیت های غول چراغ جادو را دارد : قدرتمند و نامحدود است و منتظر است به او دستور بدهیم و او هم بلافاصله بگوید: "چشم ارباب". این کتاب درباره آشنایی با ضمیر ناخودآگاه و قدرت های شگفت انگیز آن است. نویسنده این کتاب آقای هری کارپنتر می گوید: در سال ۱۹۸۵ یکی از اساتید دانشگاه هاروارد به نام "الن لانگر" آزمایشی انجام داد و در این آزمایش نشان داد که: انسان ها می توانند با تغییر باورهایشان جوانتر شوند. این استاد روی ۱۰۰ نفر که بالای ۷۰ سال سن داشتند این آزمایش را انجام داد. آنها را به تعطیلات ۱۰ روزه برای اردوی تفریحی برد و در آن اردو زمان را به عقب برگرداند . ۳۵ سال به عقب رفت و موسیقی های دهه ۵۰ را برای آنها اجرا کردند و مجله ها و روزنامه های آن سالها را در اختیارشان گذاشتند . از آنها خواستند لباس های آن زمان را بپوشند و راهنمایی شان کردند که رفتارهایشان جوری باشد که انگار برگشتند به ۳۵ سال قبل. اردو تمام شد و نتیجه آزمایش قبل و بعد از اردو شگفت انگیز بود: شر کت کنندگان در این اردو جوان تر شده بودند ! چرا؟ چون باورهای آنها تغییر کرده بود و این باعث کم شدن سن ظاهری و جوانتر به نظر آمدن آنها شده بود. به بیان دیگر ضمیر ناخودآگاه آنها قبول کرده بود که به گذشته برگشته اند و در دوران جوانی شان زندگی می کنند. نویسنده این کتاب نام این ضمیر ناخودآگاه را غول درون گذاشته است و این نام را از داستان علاءالدین و چراغ جادو گرفته است. ضمیر ناخودآگاه ما همان غول چراغ جادوی ماست که منتظر است به او دستور دهیم و بلافاصله انجام دهد. نویسنده معتقد است این غول درون یا همان ضمیر ناخودآگاه قدرت زیادی دارد و هیچ گونه محدودیتی نمی شناسد.ضمیر ناخودآگاه ۹۲ درصد مغز را تشکیل می دهد و هیچ فرقی بین واقعیت و خیال نمی گذارد . مثلاً اگر به کسی بگویید : "جن آمد" با آنکه آن را ندیده است اما ضمیر ناخودآگاه فرمان ترسیدن را صادر می کند؛ دراین هنگام آدرنالین خون ترشح می شود و بدن عرق می کند و ضربان قلب بالا می رود. چون در خیال ضمیرناخودآگاه جن را دیده و تصور کرده است. به علاوه ضمیر ناخودآگاه به کلمات بسیار حساس است و هر آنچه نسبت به خودمان یا دیگران بگوییم ضمیر ناخودآگاه آن را باور می کند و در عمل هم آن را به ما نشان می دهد. مثلا اگر بگوییم ما دست و پا چلفتی هستیم؛ ضمیر ناخودآگاه حرکات و رفتار انسان دست و پا چلفتی را به نمایش می گذارد و اگر بگویم شاد هستیم رفتار انسان شاد را نمایش می دهد. پس با کمک غول درون یا همان ضمیر ناخودآگاه ؛ هر غیر ممکنی را می توان ممکن کرد به شرطی که بتوانیم او را گول بزنیم ؛ چگونه؟ به این صورت که حرفهایی را بزنیم و خیالاتی را در سر بپرورانیم که از نظر خودمان غیر ممکن است ولی در واقعیت قابل اجراست. مثلاً سال ۱۹۵۴ یک دونده سد دویدن یک مایل در کمتر از ۴ دقیقه را شکست و آن رکورد را به دو برابر افزایش داد و آن هم فقط با تغییر در باور خود ضمیر ناخودآگاه. ضمیر ناخودآگاه قدری تنبل و کند ذهن است اما با قدری تمرین همه چیز را به خوبی یاد می گیرد و معمولاً تا آخر عمر آنرا فراموش نمی کند. مثل یاد گرفتن رانندگی : در ابتدا راننده تمام فکر و ذکرش آن است که جای کلاچ و ترمز کجاست اما بعد از آن که ضمیرخودآگاه رانندگی را یاد گرفت به ضمیر ناخودآگاه یا غول درون می سپارد و دیگر به اصطلاح چشم بسته هم می تواند فرمان را به هر طرف که خواست بگرداند. خاصیت ضمیر ناخوداگاه از دیدگاه نویسنده آن است که کارها را برای ما آسان می کند به طوری که نیاز به فکر کردن برای هر کار را نداشته باشیم و اینگونه در وقت و انرژی ما صرفه جویی شود. به علاوه ویژگی منحصر به فرد این غول درون آن است که می تواند چند کار را به طور همزمان انجام دهد. مثلاً همین حالا ممکن است ما هم نفس بکشیم ؛هم غذا بخوریم؛ هم بدنمان با میکروب ها بجنگد و خود به خود و اتوماتیک وار تمام این کارها انجام می شود. آقای هری کارپنتر معتقد است استدلال کردن و منطقی فکر کردن کار ضمیر خودآگاه و احساسات به خرج دادن و عشق و تنفر و خشم و ترس پیدا کردن کار ضمیر ناخودآگاه است . جالب آن است که ضمیر ناخودآگاه دائماً به طور ۲۴ ساعت فعال است و هیچ وقت نمی خوابد. حرف اصلی نویسنده آن است که این غول چراغ جادو را دست کم نگیریم و از قدرتهای بی منتهای آن استفاده کنیم. نکته قابل توجه آن که همه ما انسان ها تا سن ۳ سالگی سر سفره ضمیرناخودآگاه مهمان هستیم یعنی تا سه سالگی عمرمان این ضمیر ناخودآگاه است که ما را پیش میبرد و سپس تا ۲۰ سالگی اگر به درستی برنامه ریزی شود می تواند هم احساسات و عواطف و هیجانات و همچنین بعد از ۳ سالگی تا ۲۰ سالگی استدلال و منطق را به خوبی از طریق پدر و مادر و معلم و دوستان تلویزیون و بازی های کامپیوتری بیاموزد. به همین دلیل است که روانشناس معروف زیگموند فروید معتقد بود: ما در بزرگسالی اغلب مثل بچه ها رفتار می کنیم چرا که آنچه در کودکی حس و احساس کرده ایم در بزرگسالی خودش را نشان میدهد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۰/۰۱/۰۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی